پارکاب

هر آنچه از دل برآید لاجرم بر دل نشیند

هر آنچه از دل برآید لاجرم بر دل نشیند

دختر ریحانه است...

يكشنبه, ۲۴ خرداد ۱۳۹۴، ۰۷:۲۸ ب.ظ

یکی از دوستان میگفت
دانشگاه از دختر خانم محجبه ای خوشم اومد
یکمدت سعی کردم با ایشون آشنا یشم
اما دختر خانم فوق العاده سنگین و با وقاری بود
با چندتا از همکلاسیام دوست شدم و سعی کردم شماره ای از اون دخنر بدست بیارم

یکبار سعی خودمو کردم
باهاش صحبت کنم
بعد از سه بار تلاش و تعقیب بلاخره اجازه صحبت گرفتم
دختره رک و راست گفت، من اهل دوستی نیستم،
منم واقعا ازش خوشم اومده بود گفتم قصدم ازدواجه

دختره گفت اخلاقیات من با شما یکی نیست
شما اهل نماز نیستی، اهل اخلاقیات اسلامی و ترک محرمات نیستین و...

اون دختر ترم جدید خیلی کمتر کلاس میومد
همیشه کنار در مینشست تا زود بیاد و زود بره...
حرفای اون دختر خیلی عوضم کرد
شدم یبچه مذهبی کامل

همه چیز رو گذاشتم کنار
ترک گناه کردم
اهل نماز شدم

باهزار بدبختی یبار دیگه سعی کردم باهاش صحبت کنم
اما اون گفت من نامزد کردم
خیلی دلم شکست
اما دیگه اخلاقیاتم همون ادم جدید شده بود،

خبر رسید که خاستگاریش خراب شده
باهزار بدبختی آدرسش رو گیر اوردم
و با خانواده خاستگاریش رفتم
دوبار قبول نکردن
اما بار سوم قبول کردن....

الان ۲ ساله باهم زندگی میکنند
خدا چنان به این دونفر نعمت داده که قابل شمارش نیستن
میگه اوج دعوای ما شده، ۲ ثانیه قهر کردن....

یرزق من یشا......
ان شاالله مورد لطف و عنایت باری تعالی قرار بگیرین.

موافقین ۰ مخالفین ۰ ۹۴/۰۳/۲۴
پارکاب

نظرات  (۱)

عجب! عشقشون پایدار :-)

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی